أبي الفتح الكراجكي ( مترجم : كمره اى )

48

كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى )

كافر و خردمند و چهارپا و حيوان و جماد گفته شده هيچ حجتى براى يار تو در آن نباشد . و اما اينكه گفتى به او فرموده : « لا تَحْزَنْ » ( اندوه مخور ) اين خود و بال و كاستى او است و دليل بر خطاى او ، زيرا دلالت بر نهى او دارد از اندوه خوردن چون صيغهء نهى آورده كه « لا تفعل » است و اين اندوه خورى ابى بكر يا طاعت بوده يا گناه ، اگر طاعت بوده كه پيغمبر از طاعت نهى نميكرد بلكه بدان فرمان ميداد و دعوت ميكرد و اگر گناه بوده نهى از آن درست باشد و آيات و دليلى نيامده كه ابو بكر امتثال كرده باشد و از اندوه خورى كناره كرده باشد . و اما اينكه فرمود : خدا همراه ما است ، راستش پيغمبر به او اعلام كرده كه خدا همراه من است و مرا يارى كند و از خودش بلفظ جمع تعبير كرده چنانچه خدا فرموده در ( آيهء 9 سورهء الحجر ) « إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ » ما خودمان فرو فرستاديم ذكر را كه قرآن باشد و راستش كه ما برايش نگهبانيم . و گفته‌اند كه ابى بكر گفته : اى رسول خدا اندوه من براى برادرت على بن ابى طالب است كه چه شود او را ( زيرا آن حضرت بجاى پيغمبر ( ص ) در بسترش خوابيده بود كه نقطهء هجوم 40 مرد شمشير زن قريش بود ) و پيغمبر در جوابش فرمود : راستش كه خدا با ما است يعنى با من و برادرم على بن ابى طالب عليهما السلام . و اما اينكه گفتى سكينه بر ابى بكر فرود آمده كه خلاف قرآنست و كفر است زيرا آنكه بر او سكينه فرود شده همانست كه خدا او را با لشكريانش تأييد كرده و دنبال « انزل السكينة » فرموده : « وَ أَيَّدَهُ بِجُنُودٍ لَمْ تَرَوْها » و اگر بر ابى بكر سكينه فرود آمده باشد بايد او مؤيد بلشكريان خدا شده باشد و اين كلمهء پيغمبر را از پيغمبرى بيرون برد و اگر اينجا را بسود صاحبت نگفته ميگذاشتى برايش بهتر بود زيرا خدا در دو جاى قرآن بنزول سكينه بر پيغمبر خود تصريح كرده كه همراهش مؤمنان بودند و آنها را هم با آن حضرت در اين فضيلت شريك كرده و در يكى از آنها ( آيهء 26 سورهء التوبه ) فرموده : « فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلى رَسُولِهِ وَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ » پس فرود آورد خدا سكينهء